خدایا عاشقت هستم
من اینجا غرق پیکارم بیایید تنی مشتاق آزارم بیایید تمام شب نخفتم دیشب از درد تماشاییست گفتارم بیایید خدا را دیده ام همراه مهتاب نشسته روی آثارم بیایید برای دیدن یک نیم مرده که هرشب بر سر دارم بیایید نمی خواهم که بار از من بگیرید کنون از بار سرشارم بیایید نمی گویم که هرشب یار من باش فقط یک شب به دیدارم بیایید ندیدی گر به چشمت چشمه خون کنار چشم خونبارم بیایید نترسید این که جلادان بتازند خدا باشد نگهدارم بیایید خرابست خانه ام از ظلم بی حد به زیر سقف آوارم بیایید گرفتاری شده کارم شب و روز گرفتارم گرفتارم بیایید درون فکر من باغیست پر گل برای باغ پربارم بیایید برای عزتی کز دست دادم همیشه من عزادارم بیایید اگر خوردم هزاران تازیانه سزاواری بود کارم بیایید ندارم چاره جز ناچار بودن کنون از چاره ناچارم بیایید اگر خواهید جایم را ببینید به پشت قلب تبدارم بیایید در این خشکیده باغ خالی از عطر درخت گریه می کارم بیایید
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)

بیتو اندیشیدهام کمتر به خیلی چیزها
میشوم بیاعتنا دیگر به خیلی چیزها
تا چه پیش آید برای من! نمیدانم هنوز...
دوری از تو میشود منجر به خیلی چیزها
غیرمعمولیست رفتار من و شک کرده است
ـ چند روزی میشود ـ مادر به خیلی چیزها
نامههایت، عکسهایت، خاطرات کهنهات
میزنند اینجا به روحم ضربه، خیلی چیزها
...
هیچ حرفی نیست، دارم کمکم عادت میکنم
من به این افکار زجرآور... به خیلی چیزها
میروم هرچند بعد از تو برایم هیچچیز...
بعدِ من اما تو راحتتر به خیلی چیزها...
Design By : Mihantheme |